بچه هایی از جنس آسمان
 
قالب وبلاگ

سلام به همه ی آبجیای گیلم سلام به عمو و همه ی همکارای مهربونش

امروز می خواستم برم تا عکسام رو برای چاپ به آتلیه کودک بدم.آخه کیفیت عکسای چاپی زمین تا آسمون فرق می کنه.قابل توجه دوستان گرافیست

طبق معمول با آبجی آزاده روانه شدیم.بیچاره رو اسیر خودم کرده بودم.

رفتیم و عکسا رو دادیم و ٢ ساعت باید سرمون رو گرم می کردیم تا عکسا رو تحویل بگیریم.سرتونو درد نیارم.راهی شدیم از طرف میدون ٧ تیر به طرف میدون ولیعصر.اونجا رو من و آبجی آزاده خیلی دوست داریم.تمام خاطرات خوبمون اونجا اتفاق افتاده.

تو بلوار کریم خان داشتیم قدم می زدیم که رسیدیم به پارک حضرت مریم.به چه پارکی.آزاده به من نگاه کرد و من به ازاده و ٢ تایی هم زمان باند گفتیم.بوستان دوستان پورنگ.رفتیم تو پارک یه کم نشستیم.و بعدش کودک درون بیدار شد و دیگه یکی می خواست تا جلوی ما ٢ تا رو بگیره.

این چند تا عکس رو ببینید.

یاد آبجی مریم هم فراموش نمیشه.اسم قشنگش همیشه همه جا هست.

یه مجسمه قشنگ هم بود.

اثر آقای حسین شناور که اردیبهشت١٣٨٧ تو این مکان نصب شده.

خوب رفتیم سمت وسایل بازی خوب ما هم کودک هستیم و حق بازی داریم. مگه نه

من نتونستم برم بالا پام لیز می خورد.ولی آبجی چه پشتکاری داشت کودک درونش طوفان کرده بود.

رفتم نشستم.

خلاصه رفت بالا و پرچم پیروزی رو بر بام وسایل بازی نهاد.

خلاصه کفشاشو گذاشت پایین پیش من رفت بالا.بقیه فتوحات ما بمونه برای بعد.آخه خیلی خوابم میاد تازه فردا ۶ صبح هم بایدبیدار شم .٨ صبح بلیط دارم.

نوشته شده در ۱٠ خرداد ۱۳۸٩ساعت ۱٠:٢۱ ‎ب.ظ توسط جدیری نظرات () |

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

"دوستدار آن لحظه اییم که در کنارت هستم و کودک درونم از اشتیاق با تو بودن می خواهد زمین و زمان را بهم بریزد..."
نويسندگان
آرشيو مطالب
امکانات وب