بوی عید

بنام خداوند بخشنده مهربان

سلام به گل های رنگی

خوبید؟ عیدتون مبارکلبخند

خونه تکونی ها تموم شده؟ سفره هفت سین ها چیده شده؟

به به خونه چقدر قشنگ شده

راستی دلاتونم خونه تکونی کردین؟غم و غصه ها وقهر و کینه ها رو پاک کردین؟

خدا رو شکر

اونایی که دارین میرین سفر چمدون هاتونو بستین؟اونایی که امسال تو خونه میمونین آماده ی پذیرایی از مهمونها هستین؟چشمک

یاش بخیر ما که هر سال میرفتیم اما امسال خونه نشین شدیم اما خاطرات سا لهای گذشته رو فراموش نمی کنیم

2سال پیش کوله بارمونو بستیم رفتیم بسمت اهواز.3خانواده بودیم آخه مسافرت دسته جمعی خوش میگذره توی راه راهیان نور رو میدیدیم که تو ایستگاه های چای صلواتی نگه داشته بودن تا خستگی در کنن .چه حال و هوایی داشت از تبریز که در اومدیم برف بودو سرما اما وقتی اهواز رسدیم میوه ها رو شاخه های درختها آماده ی چیده شدن بودن.جاهای دیدنی زیادی تو راهمون  بود که سعی میکردیم همشونو ببینیم از قلعه فلک و افلاک تو شهر خرم آباد.سد علی کله تو دزفول با چند تا امام زاده. دانیال نبی با قلعه ی داریوش سوم تو شوش.رود کارون توی خود اهواز که شبها خیلی رویایی و قشنگ بود.علی بن مهزیار.شلمچه,اروند کنار,با قایقای موتوری که مردم سوار میکردن.خود خرم شهر هم یکی از قشنگ ترین شهرا بود هنوز آثار جنگ باقی مونده بود سنگرهای خارج از شهر یا جای گلوله ها روی دیوار خونه ها آدمو به یاد جنگ مینداخت مخصوصا که فصل راهیان نورم بود.اگه رفته باشین حتما منظورمو میفهمیدو اگرم نرفتین پیشنهاد میکنم حتما برید.توی این میون دایی مامانم علی رضا پور بزرگ  که هم شاعرونویسنده و هم سپاهی هر سال تو این موقه ها ازش دعوت میکنن تا توی یکی از پادگان ها حضور پیدا کنه و سرپرستی اونجا رو به عهده بگیره اونایی که رفته باشن حتما تو اون قسمت هایی که تانک و ماشین و ... گذاشتن میتونستن کتابایی که دایی جون نوشتن و از راهنمایان بگیرن.راستی دایی جونم شاگرد شهریار بود اگه فیلم شهریارو دیده باشید اون فرد زخمی که رفته بود خونه شهریار و به ایشون گفت(نوکرین علی رضا)نقش دایی بود.بگذریم داشتم میگفتم شب کنار دریای خلیج فارسم خیلی قشنگه کمی هم ترسناک.مواظب خودتون باشیدنیشخند

زیادی نوشتم با یه شعر کوتاه که قولشو داده بودم و چند تا عکس که همشون کار خودمه ازتون خداحافظی میکنم.اینا عیدی من به شماست

اتل متل بهاره

عید اومده دوباره

شادی باهاش میاره

خنده بجا میذاره

از آسمون ستلره

رو دلامون میباره

درخت میده شکوفه

گل میزنه جوونه

تا بگه میاد دوباره

یه فصل خوب و تازه

مادر جون عزیزم کنار حوض میشینه

برام ماهی میگیره

تا بذارم تو سفره

کنار سیب سرکه

سنجد و سماق و سکه

ساعت و سیر و سبزه

هفت سین من کامله

با قران و نون و آینه

به به چه حالی داره

چقدر صفایی داره

دیدن دوستان دوباره

چقدر ثوابی داره

تبریک بگیم دونه به دونه

عیدی بگیریم خونه به خونه

دست بزنید بهاره

عید اومده دوباره

شادی به دلا میاره

عیدی ما هم یادتون نرهقلب

اینا تخم مرغ های رنگی سفره هفت سینه میتونید اینطوری ابتکار بخرج بدید

 

 

اینا هم مدل چیدن میوه روی میزه میتونید از مهمونای عیدتون اینطوری پذیرایی کنید

 

دوست داشتم از سفره هفت سینمم براتون عکس بذارم که متاسفانه نشد انشاالله دفعه بعد

 

 

 

/ 4 نظر / 45 بازدید
مهسای بابا

سلام.متاسفانه امروز با خبر شدم که خواهر سیده فائزه حسینی فر دیشب به رحمت خدا رفته.واسه 5 شنبه که هفته ی ایشونه یه ختم صلوات تو وبم گذاشتم.دوست داشتی بیا , و هر تعداد صلوات رو که خواستی واسم کامنت بذار.

مهسای بابا

سلام.متاسفانه امروز با خبر شدم که خواهر سیده فائزه حسینی فر دیشب به رحمت خدا رفته.واسه 5 شنبه که هفته ی ایشونه یه ختم صلوات تو وبم گذاشتم.دوست داشتی بیا , و هر تعداد صلوات رو که خواستی واسم کامنت بذار.

پـــرتو

سلام ابجی عیدت مبـــــــارک امیدوارم سال خوبی داشته باشی اومدم بگم اگه بازی عموپورنگ رو می خوای بیا وبلاگ من[قلب]