صندوقچه ی گنج

سلام به همه بازم ممنون به خاطر مهربونیای شما

آزاده جان ممنون

آبجی آزاده جان بازم ممنون امیدوارم هر چه زودتر جبران بکنم.(بله نترس)

ممنون از مریم جونم.

بچه دوستی مثل یه حس خوبه.امسال خیلی خوشحالم که عزیزایی مثل شما رو پیدا کردم . خدا منو خیلی دوست داره.

دوستی مثل یه گنجه و دیدن دوست که دیگه بهتر و زیباتر از گنج

می خوام از خاطره ی دیدار با یه دوست و آبجی براتون بگم.

من و آبجی آزاده با هم رفتیم بیرون.رفته بودیم مرکز آفرینش هنرها واقع تو خیابون حجاب.خلاصه یه روز خوب بود ١ رجب بود و ما ٢ تا روزه بودیم.تو پارک لاله نشسته بودیم و آبجی آزاده(البته دختر خاله)می خواست همکلاسیشو ببینه.

همکلاسیشو می خواستیم تو خ فرصت ببینیم .ولی ما دیر رسیدیم.و اون رفته بود.دنبالش رفتیم و رفتیم تا رسیدیم به یه چهارراه و خلاصه مونده بودیم کدوم طرف بریم و نریم چی کار کنیم.

نقشه ی گنج رو در آوردیمو و دنبال گنج راه افتادیم.

رفتیم رفتیم تا گنج رو پیدا کردیم از دور چه برقی داشت برق مهربونی.شادی و قشنگی

بالاخره همدیگرو دیدیم و با این که خیلی کوتاه بود ولی خیلی خوب بود.

و اون کسی نبود جز آبجی مریم که روی ماهش همیشه تو ذهن منه.

خلاصه بچه ها می خوام بگم که از وقتی به سایت عمو وارد شدم صندوقچه ی گنجم هر روز پر تر میشه و پر مهر تر.

امیدوارم که همتون صندوقچه هاتون پر دوستی و صفا باشه.

به امید اون روز

بازم ممنون بچه ها...

/ 3 نظر / 9 بازدید
ازاده بارون پاییزی

سلام عمووووووووووووووووووو.میترسم خیلی میترسم.خدا به من رحم کنه و تو ژاتو توی تهران نذاری.فکر کنم باید برم قطعه 306یه قبر خوشگل برای خودم کرایه کنم.چون ژول ندارم بخرم.البته میتونم ژول اجی مریم رو بالا بکشم ویه قبر ناناز بخرم.

ازاده بارون پاییزی

انقدر عکس بچگی تونو به رخم بکشید تا منم یه عکس بذارما[زبان]اااااا[چشمک]چشمک]چشمک]

مردشتی

به نام خدا سلام خانم تذکری چی شد دوست خوبم؟ تصمیم گرفتین؟[لبخند]